سفارش تبلیغ
طراحی فروشگاه اینترنتی
طراحی فروشگاه اینترنتی
تاریخ : سه شنبه 91/11/3 | 1:24 عصر | نویسنده : مرتضی اکبری

با سلام به دوستان عزیز 

این شعری است که شاعر یونانی بیلیتیس در 600 قبل میلاد سروده است

که توسط کوروش به نظم پارسی درآمده است.

ترانه جستجو

 

جنگل ای سبزی تو سبز کبود دلبر و دلدار من اینجا نبود

از قرار بیاید این مکا ن جان من بی تاب شد بگشا زبان

هان بلی من دیده ام رو سوی دشت اوبرهنه پای بود و می گذ شت

ای پریشا ن دشت آیا دیده ای حرفی از آن دلبرم نشنیده ای

من بدیدم دختری خیلی جوان بود روان او سوی جو لیکن دوان

جوی من بشنیده ام کان ماهتاب سوی تو آمد دوان و با شتاب

هان بلی آمد یکی اختر نما مدتی بودش رفیق ویار ما

لیکن او رفت از کنار م ای عز یز من ندانم دیده او از من ستیز

سوی جاده رفت و او شد نا پدید در دلم باشد غمی کان هم شدید

 

جاده توحرفی بز ن از دلبرم دیده ای آن ماه نیکو منظرم

حیف ای دوست اندکی دیر آمدی از درخت شانس بر زیرآمدی

لیک اورفته کنون بر راه شهر ترک گفت این راه را از روی قهر

تو چطور ای راه شهر پر فسون دیده ای آن دلبرم را زین کنون

اوبرفت بر کوچه زرین کنون من ندانم از چه شد از من برون

کو چه زرین تو دانی او کجاست این برای من چه و چون و چراست

آن برهنه پای زیبا روی من برتو آیا می خرامد این زمن؟

لحظه پیش ترک گفت آن دلبرت دلبر دیرین تو تاج سرت

او برفت است کاخ شاه این لحظه آه او برفت است در اتاق پادشاه

کاخ بازده آن عزیز ویار من بازده آن دلبر و دلدار من

ای جوان حالا بدان ؛ با چشم بین عشق دلدارت نبوده راستین

تو ببین حالا عزیزت را دگرغرق الماس وزمرد است و زر

گردنش پوشیده گردنبد ناب قیمتش بالا زآن جویی به خواب

حال بگرفته در آغوشش نهان آن قوی پیکر مرد در بازوان

تو خیال کردی خیالاتی آه

او نخواهد بگذرد از زر به کاه




  • قالب بلاگ اسکای
  • قالب میهن بلاگ
  • ضایعات