سفارش تبلیغ
صبا
تاریخ : پنج شنبه 89/3/27 | 2:59 عصر | نویسنده : مرتضی اکبری

سلام

امروز یه شعرواسه مردهای متاهل گذاشتم امیدوارم

خوششون بیاد البته من مجردم واین شعررواصلا درک نمیکنم

نظرفراموش نشه

زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر

 من گرفتم تو نگیر

چه اسیری که ز دنیا شده ام یکسره سیر

من گرفتم تو نگیر

بود یک وقت مرا با رفقا گردش و سیر

یاد آن روز بخیر

زن مرا کرده میان قفس خانه اسیر

من گرفتم تو نگیر

یاد آن روز که آزاد ز غمها بودم

تک و تنها بودم

زن و فرزند ببستند مرا با زنجیر

من گرفتم تو نگیر

بودم آن روز من از طایفه دّرد کشان

بودم از جمع خوشان

خوشی از دست برون رفت و شدم لات و فقیر

من گرفتم تو نگیر

ای مجرد که بود خوابگهت بستر گرم

بستر راحت و نرم

زن مگیر ؛ ار نه شودخوابگهت لای حصیر

من گرفتم تو نگیر

بنده زن دارم و محکوم به حبس ابدم

مستحق لگدم

چون در این مسئله بود از خود مخلص تقصیر

من گرفتم تو نگیر

من از آن روز که شوهر شده ام خر شده ام

خر همسر شده ام

می دهد یونجه به من جای پنیر

من گرفتم تو نگیر




تاریخ : سه شنبه 89/3/11 | 11:26 عصر | نویسنده : مرتضی اکبری

http://dl.lxl.ir/mojtaba./picture/madar.jpg

مادرم، تو تنها ستاره‌ای هستی که در روز و شب

می‌درخشی

ای ستاره‌ی زندگیم، تو را با تمام وجود دوستت

دارم...






  • قالب بلاگ اسکای
  • قالب میهن بلاگ
  • ضایعات