سفارش تبلیغ
صبا
تاریخ : سه شنبه 92/5/29 | 2:39 عصر | نویسنده : مرتضی اکبری

http://upload7.ir/images/06074424651845046970.jpg




تاریخ : یکشنبه 92/5/20 | 7:27 عصر | نویسنده : مرتضی اکبری

سرخاک من...

اونی که بیشتراذیتم کردبیشترگریه میکنه...

اونی که نخواست منو؛بالاخره میاددیدن جسدم...

اونی که حتی نیومدجشن تولدم؛زیرتابوتموگرفته...

اونی که سلام نمیکرد؛براخداحافظی میاد...

عحب روزیه اون روز...

حیف که خودم نیستم...

حیف       حیف      حیف




تاریخ : چهارشنبه 92/5/16 | 5:3 صبح | نویسنده : مرتضی اکبری

خطاازمن است...

ازمن که سالهاست گفتم"ایاک نعبد" اما

به دیگران هم دل سپردم

ازمن که سالهاست گفته ام"ایاک نستعین"اما

به دیگران هم تکیه کرده ام

اماتوای خدای مهربانم هرگزرهایم نکن

به اندازه تموم روزهای نبودنم

"ایاک نعبدوایاک نستعین"




تاریخ : دوشنبه 92/5/14 | 2:28 صبح | نویسنده : مرتضی اکبری

8سال از ما پرسیدی حالا نوبته ماست با لحنِ خودت میگویم
من از شما میپرسم به اهدافت رسیدی؟
من از شما میپرسم وعده هایت عملی شد؟
من از شما میپرسم نفت را بر سر سفره ها آوردی؟
من از شما میپرسم مردم را به رفاه رساندی ؟
من از شما میپرسم آزادی بیان در دانشگاه آوردی؟
من از شما میپرسم ادبیات و ادب ایرانی را به جهانیان رساندی؟
من از شما میپرسم هزینه تحصیل کاهش پیدا کرد؟
من از شما میپرسم قتل و غارت و قحطی ریشه کن شد؟
من از شما میپرسم ایرانیان را با مردم جهان آشتی دادی؟
من از شما میپرسم صادرات را رونق دادی؟
من از شما میپرسم کارگران به حق خود رسیدند؟
من از شما میپرسم کشاورزی و تولید داخل رونق پیدا کرد؟
من از شما میپرسم عَدالتت برپا شد؟
من از شما میپرسم محبوب بودی؟
سلام مارا برسان به هاله نورت , به آن دختری که تو را با دست نشان داد و
گفت محموده

, به آن سربازهای آمریکایی که با تو عکس انداختند ,

به آن 63 درصدی که حتی آنها هم دیگر پشتت نیستند , به آن دختری که

در آشپزخانه انرژی هسته ای تولید کرد , به پژو 504 ات , به آن لولو

که ممه میبرد , به آن دبه ای که آب را میریخت همانجایی که میسوزد ,

به آن مدارکت که هرجا رفتی خواستی نشان بدهی , به دلار , به دارو که

هم قیمتِ خون شده , به پدر شرمنده ی خانواده اش , به همانهایی که

حمایتت کردند و برای همانها شاخ شدی.
شهردار آمدی و حالا با دست خالی میروی.
اینقدر شاهکار داشتی که خدمات جاده سازی ات هم مثل راه آهنی که

رضا شاه ساخت قابل گفتن نیست.
برو به سلامت مردی از جنس مردم





تاریخ : شنبه 92/5/12 | 9:36 عصر | نویسنده : مرتضی اکبری

http://cdn.asriran.com/files/fa/news/1392/3/21/291733_921.jpg

دکتربایاعلی شروع کن که مثل

کوه دماوند پشت تواستاده ایم

 




تاریخ : یکشنبه 92/5/6 | 11:25 عصر | نویسنده : مرتضی اکبری

خدایایادته...؟

دستشوگرفتم آوردم پیشت...

گفتم؛من فقط اینومیخوام...

گفتی:این کمه بهترازاینوبرات گذاشتم کنار...

پاموکوبیدم زمین وگفتم:

همینومیخوام...

گفتی:آخه نمیشه؛قول اینوبه یکی دیگه دادم...




تاریخ : شنبه 92/5/5 | 10:37 صبح | نویسنده : مرتضی اکبری

به طاها به یاسین به معراج احمد

به قدر و به کوثر به رضوان و طوبی
به وحی الهی به قرآن جاری
به تورات موسی و انجیل عیسی
بسی پادشاهی کنم در گدایی
چو باشم گدای گدایان زهرا (س)
چه شب ها که زهرا (س) دعا کرده تا ما
همه شیعه گردیم و بی تاب مولا
غلامی این خانواده دلیل و مراد خدا بوده از خلقت ما
مسیرت مشخص، امیرت مشخص، مکن دل دل ای دل بزن دل به دریا
که دنیا به خسران عقبا نیرزد
به دوری ز اولاد زهرا نیرزد
و این زندگانی فانی جوانی
خوشی های امروز و اینجا
به افسوس بسیار فردا نیرزد 

اگر عاشقانه هوادار یاری
اگر مخلصانه گرفتار یاری
اگر آبرو میگذاری به پایش
یقینا یقینا خریدار یاری
بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت؟
چه اندازه در ندبه ها زاری یابی؟
به شانه کشیدی غم سینه اش را؟
و یا چون بقیه تو سربار یاری
اگر یک نفر را به او وصل کردی
برای سپاهش تو سردار یاری
به گریه شبی را سحر کردی یا نه؟
چه مقدار بی تاب و بیمار یاری؟
دل آشفته بودن دلیل کمی نیست
اگر بی قراری بدان یار یاری
و پایان این بی قراری بهشت است
بهشتی که سرخوش ز دیدار یاری 

نسیم کرامت وزیدن گرفته
و باران رحمت چکیدن گرفته
مبادا بدوزی نگاه دلت را
به مردم که بازار یوسف فروشی در این دوره بد شدیدا گرفته
خدایا به روی درخشان مهدی
به زلف سیاه و پریشان مهدی
به قلب رئوفش که دریای داغ است
به چشمان از غصه گریان مهدی
به لبهای گرم علی یا علی اش
به ذکر حسین و حسن جان مهدی
به دست کریم و نگاه رحیمش
به چشم امید فقیران مهدی
به حال نیاز و قنوت نمازش
به سبحان سبحان سبحان مهدی
به برق نگاه به خال سیاهش
به عطر ملیح گریبان مهدی
به حج جمیلش به جاه جلیلش
به صوت حجازی قرآن مهدی
به صبح عراق و شبانگاه شامش
به آهنگ سمت خراسان مهدی
به جان داده های مسیر عبورش
به شهد شهود شهیدان مهدی
مرا دائم الاشتیاقش بگردان
مرا سینه چاک فراقش بگردان
تفضل بفرما بر این بنده بی سر و پا
مرا همدم و محرم و هم رکاب
سفرهای سوی خراسان و شام و عراقش بگردان
یا مهدی یامهدی مددی




تاریخ : چهارشنبه 92/5/2 | 12:46 عصر | نویسنده : مرتضی اکبری

می سازدو ویران می کند

می آفریند ونابودمی کند

بادستانم

بادستانت

عاشق شدم و

                    حالاکه نیست

شاعرم

تصمیم من نبود

شاعرشدنم بهای عاشق بودنم بودو

این حجم سنگین سکوت

بهای نبودن دستانت

ازمن دلیل عاقلانه نخواه ولی

به خدا

دردستانمان رازیست که خودنیزنمیدانیم






  • قالب بلاگ اسکای
  • قالب میهن بلاگ
  • ضایعات